هرسال وقتي محرم مي اد... با خودم ميگم امسال ديگه آدم ميشم...
امسال ميشم هموني كه امام حسين دوسش داره و نگاه مهربونشو بهس ميندازه...
هموني كه امام حسين دست مهربونشو دراز ميكنه و بعد از چند بار زمين خوردن بلندش ميكنه ...
يا امام حسين ...
امسال محرمم مثل همه ي سالاي ديگه با باري سنگين تر از گناه اومدم...
روم نميشه بهت بگم اومدم عزا داري تو و خواهر و بچه هات تا حاجت بخوام آقا ...
ولي اومد تا سبك برگردم ...
ميخوام كوله پشتي گناهمو تو محرم امسال از رو دوشم
با دستاي مهربونتون بگيرين و سبك برگردم ...
ولي تو رو به قمر بني هاشم قسمت ميدم ..
.يا امام حسن دست خالي برم نگردون ..
انشا الله خداي بزرگ توفيق بده به همه ي ما تا جزو عزاداران واقعي امام حسين(ع) باشيم.

نوشته شده توسط مریم و امیر در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت 23:12 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

وای باران ، شيشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست. . .
اين وبلاگ رو مريم و امير تقديم ميکنند به همه ی کسانی که شيشه ی پنجره ی دلشو ن را با باران محبت ميشورند و هرگز دقيقه های عشق خود را با هيچ دقايق ديگری عوض نميکنند . . .
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY