تبليغاتX
دقایق عشق

دقایق عشق

يه دل ميتونه اسير باشه چون اون زمانی که اسيره واسش لذت بخشه و اون دقا يق همون دقا يق عشقه

بوی محرمش می آد ...

هرسال وقتي محرم مي اد... با خودم ميگم امسال ديگه آدم ميشم...

 

امسال ميشم هموني كه امام حسين دوسش داره و نگاه مهربونشو بهس ميندازه...

 

هموني كه امام حسين دست مهربونشو دراز ميكنه و بعد از چند بار زمين خوردن بلندش ميكنه ...

 

يا امام حسين ...

 

امسال محرمم مثل همه ي سالاي ديگه با باري سنگين تر از گناه اومدم...

 

روم نميشه بهت بگم اومدم عزا داري تو و خواهر و بچه هات تا حاجت بخوام آقا ...

 

ولي اومد تا سبك برگردم ...

 

ميخوام كوله پشتي گناهمو تو محرم امسال از رو دوشم

 

 با دستاي مهربونتون بگيرين و سبك برگردم ...

 

ولي تو رو به قمر بني هاشم قسمت ميدم ..

 

.يا امام حسن دست خالي برم نگردون ..

 

انشا الله خداي بزرگ توفيق بده به همه ي ما تا جزو عزاداران واقعي امام حسين(ع) باشيم.

 


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت 23:12 موضوع | لینک ثابت


هرچی دارم مال تو ...

آسمان چشمهايم مال تو ...

 

اشكهاي جانگدازت مال من ...

 

خنده هاي دلگشايم مال تو ...

 

بي قراري...درد و رنجت مال من ...

 

باغ سر سبز خيالم مال تو ...

 

دشت غمناك وجودت مال من ...

 

خنده هاي وقت وصلم مال تو ...

 

انتظار و صبر و هجران مال من ...

 

با تمام وجود تقديم به تو اميرم ...

 


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت 13:50 موضوع | لینک ثابت