وای باران ...... باران شیشه ی پنجره را باران شست . از دل من اما... -- چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربی رنگ... من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ... می پرد مرغ نگاهم تا دور ... وای باران.. باران... پر مرغان نگاهم را شست خواب رویای فراموشیهاست ! خواب را دریابم که در آن دولت خاموشیهاست. من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها میبینم و ندایی که به من میگوید : " گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است " دل من در دل شب خواب پروانه شدن میبیند.
نوشته شده توسط مریم و امیر در دوشنبه هشتم مرداد 1386 ساعت 16:34 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

وای باران ، شيشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست. . .
اين وبلاگ رو مريم و امير تقديم ميکنند به همه ی کسانی که شيشه ی پنجره ی دلشو ن را با باران محبت ميشورند و هرگز دقيقه های عشق خود را با هيچ دقايق ديگری عوض نميکنند . . .
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY