تبليغاتX
دقایق عشق

دقایق عشق

يه دل ميتونه اسير باشه چون اون زمانی که اسيره واسش لذت بخشه و اون دقا يق همون دقا يق عشقه

دنیا پر است از آدمهایی که در حالیکه تو را میبوسند ،

در ذهنشان طناب دار تو را میباففند !!!

( فروغ فرخزاد )


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در شنبه سی و یکم تیر 1385 ساعت 16:9 موضوع | لینک ثابت


خیلی دوستت دارم ...

وای باران ، باران ...

شیشه ی پنجره را باران شست ...

از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست ؟ ؟ ؟

آسمان سربی رنگ ... من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ ...

می پرد مرغ نگاهم تا دور ...

وای باران ، باران

پر مرغان نگاهم را شست ...

( تقدیم به امیر خوب و مهربونم ... امیر جونم همین جا میخوام بگم که :

خیلی دوستت دارم عشق گلم . خیلی ...)

 


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ساعت 12:6 موضوع | لینک ثابت


به نام یاس،به نام عطر یاس.

امشب شبی است که ثانیه ها نجوای یاس گفتند. شبی که خدیجه را بشارت

به یاس دادند. و تکاپوی مهتاب از امدن یاس سپید محمد و پاره ی تنش

همان زیبا کننده ی روزگار ، همان روشنی چشمان علی همان مادر

رشادت های زینب ، و سخاوت حسن و شهادت حسین عطری دوباره ،

دوباره به زمین بخشید...

 روز مادر را به همه ی مادرای عزیز به خصوص مامانی خودم و امیر جونم تبریک میگم )

ازخواهر عزیزم شیوا هم به خاطر نوشته ی زیباش ممنونم.

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 ساعت 23:12 موضوع | لینک ثابت