زندگی شاخه ایست از گل مریم ... بغضی است از گل سرخ ... سبدی است از پر طاووس سپید ... سایبانی به بلندی زمان است ... و به زیبایی انوار کمان گون شفق ، و سپیدار بلندی است در آغوش نسیم ... جویباری است که از مهر و وفا مواج است ، آرزوایست که در دست دعا لبریز است ... لیک چشمی باید که فراسوی افق نگردد ... " چشمه ی لطف ازلی " 
نوشته شده توسط مریم و امیر در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 ساعت 21:40 موضوع | لینک ثابت
آه عشق من عزيز من من در انتظار لمس کردن تو هستم زمان به آهستگی ميگزرد زمان ميتواند کارهای زيادی انجام دهد آيا تو هنوز مال من هستی
من به عشق تو نياز دارم
خداوند عشق تو را نسبت به من افزايش ميدهد
رودخانه های تنها به سمت دريا ميروند
به سمت آغوش باز دريا
آغوش گرمت را برای من تنها باز نگاه دار
"تقدیم به مریم عزیز"
نوشته شده توسط مریم و امیر در سه شنبه بیستم تیر 1385 ساعت 0:26 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

وای باران ، شيشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست. . .
اين وبلاگ رو مريم و امير تقديم ميکنند به همه ی کسانی که شيشه ی پنجره ی دلشو ن را با باران محبت ميشورند و هرگز دقيقه های عشق خود را با هيچ دقايق ديگری عوض نميکنند . . .
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY