تبليغاتX
دقایق عشق

دقایق عشق

يه دل ميتونه اسير باشه چون اون زمانی که اسيره واسش لذت بخشه و اون دقا يق همون دقا يق عشقه

عشق...

بی عشق هیچ نامه ای به پایان نمیرسد ، بی عشق همه ی نگاه ها سردند ،

 

همه ی دستها خاموشند ... ، همه ی کوچه ها بن بستند ...

 

و هیچ کس در انتظار، بی قرار و ملتهب  به جاده ی روبه رو چشم نمیدوزد ...

 

هیچ کس ...و بارها به ساعتش نگاه نمیکند ...

 

"به راستی عشق چه ساعتی به دنیا آمد ؟؟؟؟؟؟؟؟  "

 

 


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 ساعت 22:29 موضوع | لینک ثابت


میخوام قلکمو بشکنم

با نصف پولش نازتو بخرم

با نصف دیگه یه جعبه مداد رنگی بخرم

که بتونم نازتو بکشم


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 ساعت 16:38 موضوع | لینک ثابت


آسمان ...

هر گاه نتوانستی صداقت یاس و معرفت شقایق را به قلبت ثابت کنی !

 

با چسمانت ثابت میکنی که آسمان هستی ...

 

آنگاه همه از سکوتت میفهمند که آسمان را همدردی ...

 


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 ساعت 15:10 موضوع | لینک ثابت


میتوان ...

 

با فریاد میتوان بادها را جا به جا کرد ... با عشق می توان زندگی را آغاز کرد ...

 

اما هر گز نمیتوان باد را جاودانه در زنجیر نگه داشت ... و عشق را در مشت فشرد ...

 

حقیقت را در عشق بجوئیم و فراموش نکنیم که :

 

با عشق آری و با هوس هرگز خوشبخت نخواهیم شد ....

 

هرگز ... !

 

( از دوست عزیزم سعیده به خاطر این قطعه ی زیبا تشکر میکنم .)

 


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 ساعت 15:43 موضوع | لینک ثابت