تبليغاتX
دقایق عشق

دقایق عشق

يه دل ميتونه اسير باشه چون اون زمانی که اسيره واسش لذت بخشه و اون دقا يق همون دقا يق عشقه

خیلی دوستت دارم...

 

از کجا آغاز کنم ...

بیان قصه ای را که گویای عظمت و بزرگی یک عشق باشد .

قصه ی عشقی که از دریا ها کهنسالتر است ... حقیقتی ساده از عشق که او برایم به ارمغان آورد ،

از کجا آغاز کنم ...او همانند بارانی تابستانی که زمین را به سطح درخشان مبدل میسازد ... به دنیای

من راه پیدا کرد و زندگیم را درخشان ساخت. او به دنیای خالی من مفهوم بخشید ، او قلب مرا از عشقی

والا و بیکران سرشار میسازد ، آنگونه که هر کجا باشم و هر کجا بروم هرگز تنها نخواهم بود ... هرگز ...

راستی این عشق تا چه هنگام دوام خواهد داشت ؟ آیا میتوان عهد عشق را بر مبنای روز و ساعت سنجید؟

اکنون جوابی ندارم اما ... همین را میدانم که به او احتیاج دارم ...

دوستت دارم نه به خاطر اینکه زندگی بخشیدی ،

به خاطر اینکه زندگی من هستی ...

" تقدیم به عشق مهربونم "


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 ساعت 15:57 موضوع | لینک ثابت


تسلیت . . .

با سلام

هنوز اولین ماه بهار به نیمه نرسیده و ما باز باید شاهد بلایای طبیعی باشیم

کشته شدن هموطنان گرامی و عزیزمان را به بازماندگانشان تسلیت عرض می نمائیم

باشد روزی که دیگر خبری از خشم خداوند در میان انسان ها دیده نشود

 

                                                 " امیر و مریم "


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در جمعه یازدهم فروردین 1385 ساعت 13:34 موضوع | لینک ثابت