تو آمدی و گلی در کویر زندگی رویید ... چه نعمت بزرگی ! صدایت را بر روی زخمهایم میکشم ... چه مرحم عزیزی ! وحشت فرداهای بی تو را به دوش خویش میکشم ... چه بار سنگینی ! آن گونه خود را به وجودت وابسته کرده ام ، که هیچ کودکی بر مادر خویش وابسته نیست ... چه اعتراف عظیمی ! دوستت دارم بیش از هر آنچه در دنیاست ... چه اشتباه زیبایی ! اشتباهی که طعم اسم تورا دارد ، شیرین تر از عسل ! با من خودی تر از همه کس جز تو هیچ کس با من نیست ... جز تو هیچ کس در من نیست ... من از ریاضیات تنها همین را میدانم :
تقدیم به عزیز ترین و بهترین امیدم توی زندگی .
نوشته شده توسط مریم و امیر در چهارشنبه چهاردهم دی 1384 ساعت 17:15 موضوع | لینک ثابت
دستهای تو توانایی آن دارد که مرا زندگانی بخشد ، چشمهای تو به من میبخشد ... عشق ؛، شور و مستی را ،
و تو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی.
( تقدیم به امیر مهربونم که برجسته ترین سطر از مصرع شعر زندگی منه ... )
نوشته شده توسط مریم و امیر در سه شنبه سیزدهم دی 1384 ساعت 0:39 موضوع | لینک ثابت
هیچکس باور نکنه . تو که باور میکنی که چقدر دوست دارم
هیچکس نشنو ه . تو که میشنوی که قلبم فقط تو رو صدا میکنه
هیچکس نخواد . تو که می خوای که همه زندگیمو بهت ببخشم
هیچکس نتونه . تو که می تونی که همیشه مال من باشی
هیچکس نباشه . تو که هستی که همیشه به خاطرت زندگی کنم
هیچکس مهربون نباشه . تو که هستی که همیشه مرحم دل کوچیکم باشی
آخه عزیزم هیچکس مثل تو نمیشه
نوشته شده توسط مریم و امیر در دوشنبه دوازدهم دی 1384 ساعت 2:51 موضوع | لینک ثابت
عاشقی یعنی چو شمعی سوختن
محفلی با نور خود افروختن
عاشقی یعنی دو چشم انتظاردیده بر راه دلبر دوختن
عاشقی یعنی که جان و توشه ای هدیه از بهر نگار اندوختن
عاشقی یعنی حدیث دلکشی دل به دلداری شبی بفروختن
نوشته شده توسط مریم و امیر در دوشنبه دوازدهم دی 1384 ساعت 2:39 موضوع | لینک ثابت
همه چیز را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت . سکوت را در شب . شب را در بستر
و
بستر را برای اندیشیدن به تو دوست دارم
من عشق را در امید . امید را در تو . تو را در دل
و
دل را در موقع تپیدن به خاطر تو دوست دارم
ای عزیز تر از جانم
من خزان را به خاطر رنگش و بهار را به خاطر شکوفه هایش و خدائی که
دل را برای تپش . تپش را در پاسخ و پاسخ را در چشمان قشنگ تو
برای عصیان زندگی آفرید دوست دارم . . .
من دوست داشتن تو را دوست دارم . . .
ای عزیز تر از جانم
من تو را دوست دارم
نوشته شده توسط مریم و امیر در دوشنبه دوازدهم دی 1384 ساعت 2:9 موضوع | لینک ثابت
ای شکسته تر از من در قمار عاشقی . . .
من راز این شکست را میدانم . . .
شکست ما آه آن گل زیبا بود ، که برای شادی قلبهامان از شاخه جدا کردیم . . .
شکست ما نفرین آن درخت خشک بود ، که نقش قلبهای شادمان را به روی آن کندیم . . .

نوشته شده توسط مریم و امیر در جمعه نهم دی 1384 ساعت 12:40 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

وای باران ، شيشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست. . .
اين وبلاگ رو مريم و امير تقديم ميکنند به همه ی کسانی که شيشه ی پنجره ی دلشو ن را با باران محبت ميشورند و هرگز دقيقه های عشق خود را با هيچ دقايق ديگری عوض نميکنند . . .
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY