تبليغاتX
دقایق عشق

دقایق عشق

يه دل ميتونه اسير باشه چون اون زمانی که اسيره واسش لذت بخشه و اون دقا يق همون دقا يق عشقه

فردا دیگر دیراست ...

دلم میخواهد هنوز هم در آغوش توباشم ... وتوباز هم گیسوان مرا تاب دهی .

ودستهای گرمت رابه بازی با موهایم عادت دهی، وبا لبهای سرشار

از محبتت برلبهایم بوسه زنی...

کاش در کنارم بودی ، من از غربت و دوری توخواهم مرد ...

کاش بودی تا با اندامت برمن سایه می افکندی تا من بفهمم که دیگر تنها نخواهم بود !

کاش بودی شیرین ترین رویایم ...

کاش بودی تا لبان همچون انارت را بر روی لبانم مینهادی تااز یک بوسه ی تومست شوم ...

فردا دیگر دیر است ...


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در چهارشنبه هفتم دی 1384 ساعت 20:9 موضوع | لینک ثابت


دوست دارم

وقتی باران می باره هر چنتا که تونستی بگیری همین قدر دوستم داری.

هر چنتا که نتونستی بگیری . من دوست دارم.


 

نوشته شده توسط مریم و امیر در سه شنبه ششم دی 1384 ساعت 2:15 موضوع | لینک ثابت